تبليغاتX
بزم خدا

بزم خدا



نیایش دکتر شریعتی

ای خداوند!

به علمای ما مسئولیت

و به عوام ما علم

و به مومنان ما روشنایی

و به روشنفکران ما ایمان

و به متعصبین ما فهم

و به فهمیدگان ما تعصب

و به زنان ما شعور

و به مردان ما شرف

و به پیران ما آگاهی

و به جوانان ما اصالت

و به اساتید ما عقیده

و به دانشجویان ما نیز عقیده

و به خفتگان ما بیداری

و به دینداران ما دین

و به نویسندگان ما تعهد

و به هنرمندان ما

و به شاعران ما شعور

و به محققان ما

و به نومیدان ما امید

و به ضعیفان ما نیرو

و به محافظه کاران ما گشتاخی

و به نشستگان ما قیام

و به راکدان ما تکان

و به مردگان ما حیات

و به کوران ما نگاه

و به خاموشان ما فریاد

و به مسلمانان ما قرآن

و به شیعیان ما علی(ع)

و به فرقه های ما وحدت

و به حسودان ما شفا

و به خودبینان ما انصاف

و به فحاشان ما ادب

و به مجاهدان ما صبر

و به مردم ما خودآگاهی

و به همه ملت ما همت، تصمیم و استعداد فداکاری

و شایستگی نجات و عزت

ببخش

  • دل مرا آنقدر صاف بگردان تا قبل از پایین آمدن دستم دعایم مستجاب گردد

    نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1390ساعت 11:36 توسط محمد |

    بعد از غیبت باز در جمع همدلان امدم

     

    الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم.
    بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم.
    پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم.
    زیرا در عطا کردن است که می ستانیم
    و در بخشیدن است که بخشیده می شویم، و در مردن است که حیات ابدی می یابیم

     

     یا احد

    نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389ساعت 20:36 توسط محمد |

    شما چکار میکنید؟

    یا مصور

    سلام و درود به همه دوستان و همدلان

    من از سفر چندین ماه امدم و خوشحالم که می توانم باز در جمع شما همدلان باشم.

     

    یك شركت بزرگ قصد استخدام یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه یك پرسش داشت. پرسش این بود:
    شما در یك شب طوفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس میگذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند،

    یك پیرزن كه در حال مرگ است.

    یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.

    یك خانم یا آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.

     

    شما می‌توانید تنها یكی از این سه نفر را سوار كنید. كدام را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را شرح دهید.
    ____________________________
    پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید
    ____________________________
    .

    .

    .

    .

    .

    .

    .

     

    قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خودش را دارد:
    پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
    شما باید پزشك را سوار كنید، زیرا قبلاً جان شما را نجات داده است و این فرصتی است كه می‌توانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران كنید.
    شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنید، زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید.
    از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداشت. او نوشته بود:
    سوئیچ ماشین را به پزشك می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم منتظر اتوبوس می‌مانیم..

    نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 10:20 توسط محمد |

    ده فرمان هنرمند

    ۱.     زیبایی را دوست بدار. زیبایی سایه ی خداوند است بر کائنات.

    ۲.     هیچ هنری بی خدا نیست. کار تو تائید خداست. چرا که تو نیز مانند او می آفرینی، حتی اگر دوستار خدا نباشی.

    ۳.     با زیبایی احساسات خود را تحریک مکن. زیبایی را طعام طبیعی احساسات خود کن.

    ۴.     زیبایی را بهانه ی هرزگی و بطالت مساز. زیبایی تمرینی خدایی است.

    ۵.     زیبایی را در هفته بازارها مجو و او را بدانجاها مبر. زیبایی دوشیزه است، فاحشه ی بازارها نیست.

    ۶.    زیبایی باید ترانه ی تو باشد، برخاسته از دلت. باید تو را تابان و پاک بگرداند.

    ۷.    زیبایی شفقت نیز هست، تسلی بخش دل آدمیان.

    ۸.     اثر خود را چون کودک خود به جهان آر. با خونی از هزاران روز.

    ۹.     زیبایی افیون خواب آور نیست، زیبایی شرابی اصیل است که درونت را بیدار می کند چندان که از جنسیت خویش درگذری، دیگر هنرمند نخواهی بود.

    ۱۰.شرمسار هر اثر خود باش. چرا که به پای رویای تو نمی رسد.

    ده فرمان هنرمند از

    گابریلا میسترال.

    یا حی و یا قیوم

    نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 9:18 توسط محمد |

    ماورای کوه

    ( ماورای كوه)

    سالكی از پيری كه در كوهستان زندگی می كرد پرسيد :

    راه چيست ؟

    پير در پاسخ گفت : اين كوهستان چه زيباست .

    سالك گفت : من از كوه نپرسيدم  ، از راه پرسيدم .

    پير گفت : پسرم ، تا ماورای كوه را در نيابی نمی توانی راه را بيابی.

     

    نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:15 توسط محمد |

    تبریک عید نوروز

    با سلام و درود:

    نوروز بر همهء عزیزان و همدلان و دریا دلان مبارک باد.

    از حضرت ناز برای شما همدلان٬سعادت و موفقیت و برکت و زیبای و هر چه خوبی است در سال جدید و سالهای دیگر عمرتان آرزومندم.در پناه حق پیروز و سرشار از عشق الهی باشید.

    دریای عشقٍ خوبان٫بَحری نکوست اما

    کِشتی ما در آن بحر٬بد لنگری گسسته. 

    یامُقَلِبَ و یا مُدَبِر

    نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 10:13 توسط محمد |

    يَا حَيّا قَبْلَ كُلِّ حَيٍّ يَا حَيّا بَعْدَ كُلِّ حَيٍّ يَا حَيُّ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ حَيٌّ يَا حَيُّ الَّذِي لا يُشَارِكُهُ حَيٌّ يَا حَيُّ الَّذِي لا يَحْتَاجُ إِلَى حَيٍّ يَا حَيُّ الَّذِي يُمِيتُ كُلَّ حَيٍّ يَا حَيُّ الَّذِي يَرْزُقُ كُلَّ حَيٍّ يَا حَيّا لَمْ يَرِثِ الْحَيَاةَ مِنْ حَيٍّ يَا حَيُّ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتَى يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ


     * اى زنده پیش از هر موجود زنده اى زنده پس از هر موجود زنده اى که نیست مانندش زنده اى ، اى زنده اى که شریکش نیست هیچ زنده اى ، اى زنده اى که نیازمند نیست به هیچ زنده اى ، اى زنده اى که بمیراند هر زنده اى را اى زنده اى که روزى دهد هر زنده اى را اى زنده اى که ارث نبرد زندگى را از زنده اى ، اى زنده اى که زنده کند مردگان را، اى زنده پاینده اى که او را چرت و خواب نگیرد

     يَا مَنْ لَهُ ذِكْرٌ لا يُنْسَى يَا مَنْ لَهُ نُورٌ لا يُطْفَى يَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ يَا مَنْ لَهُ مُلْكٌ لا يَزُولُ يَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لا يُحْصَى يَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لا يُكَيَّفُ يَا مَنْ لَهُ كَمَالٌ لا يُدْرَكُ يَا مَنْ لَهُ قَضَاءٌ لا يُرَدُّ يَا مَنْ لَهُ صِفَاتٌ لا تُبَدَّلُ يَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لا تُغَيّ

    اى که یادش فراموش نشدنى است اى که نورش خاموش نشدنى است اى که نعمتهایش بشمار درنیاید اى که فرمانروائیش زوال نپذیرد اى که مدح و ثنایش نتوان شمردن اى که چگونگى بزرگى و جلالتش نتوان گفتن اى که کمالش قابل درک نباشد اى که فرمان قضایش بازگشت ندارد اى که صفاتش تبدیل نپذیرد اى که اوصافش تغییر نکند

    (فرازی از دعای جوشن کبیر)


    یا حنان

    نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:1 توسط محمد |

    تا’مل

    لقمان حکیم به فرزند خود فرمود:ای جان فرزند،هزار حکمت آموختم که از آن چهار صد انتخاب کردم و از چهارصد،هشت کلمه برگزیدم که جامع جمیع کلمات حکمت است.

    فرزندم دو چیز را هیچ وقت فراموش مکن.

    خدا را.

    مرگ را.

    دو چیز را همیشه فراموش کن:

    خوبی که به هر کس کردی.

    بدی که هر کس با تو کرد.

    دو چیز را نگهدار:

    در مجلسی که وارد شدی زبان را.

    بر سر سفره ای که حاضر شدی شکم را.

    (ملاصدرا)

    یا خبیر

    نوشته شده در پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 8:53 توسط محمد |

    موفقیت به اندازه شکست خطرناک است.

    آرزو به اندازه ترس تو خالی است.

    این که موفقیت به اندازه ی ترس تو خالی است یعنی چه؟

    چه از پله های نردبان بالا روید یا از آن پایین آیید،موفقیت شما متزلزل است.

    هنگامی که با دو پای خود روی زمین ایستاده اید،

    می توانید همیشه تعادلتان را حفظ کنید.

    این که آرزو به اندازه ترس تو خالی هست یعنی چه؟

    ترس و آرزو هر دو سایه اند،آنها از افکار ما به وجود می آیند.

    دنیا را به صورتِ خودتان ببینید.

    به چیزها همانطور که هستند اعتماد کنید.

    جهان را چون خودتان دوست بدارید،سپس می توانید آن طوری که باید مراقب همه چیز باشید.

    همیشه در مرکز دایره باقی بمانید و اجازه دهید همه چیز به دور خود بگردد.

    اگر ذهن خود را با قضاوت های مختلف بسته نگاه دارید و آن را از آرزوها پر کنید،دلی نا آرام خواهید داشت.

    اگر بدانید همه چیز در حال تغییر هست به هیچ چیز دل نمی بندید.

    یا مدبر

    نوشته شده در یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 1:4 توسط محمد |

    نیایش

    هو المحبوب
    الهي، اي بر پا از اراده ات آسمانها، اي گسترده اننده زمينها، اي خرم كننده بستانها اي نقاش گلشنها، اي كامل كننده نقصانها.
    الهي، اي آشكار كننده پنهانها، اي آرايشگر گلستانها، اي بوجود آورنده رنگها اي چهره نگار صورتها.
    الهي، اي بيرون كننده منكران از ميدانها ، اي بخشنده جانها.
    الهي، اي درمان كننده دردها، اي شوينده گناه از ديوانها اي علاج نسيانها، اي حاكم آشكار و نهانها ، اي نازل كنننده واقعيتها.
    الهي، اي حركت دهنده بادها، اي ريزنده بارانها، اي وجودم براي تو.

    الهي، اي به هر دردي دوا، اي يادت شفا، اي بقلبم ضيا اي اجابت كننده دعا، اي هستي را از تو صفا، اي مرا تكيه گاه و اميد ورجا.
    الهي، اي بهرهستي فرمانروا، اي بدرگاهت سرذلت پارسا، اي منبع جود و عطا اي نواي بينوا ، اي نگهدارنده ارض و سما.
    الهي ، اي برطرف كننده رنج و عنا، اي حبيب قلب بي ريا اي بخشنده گناه و خطا، اي وزنده بادصبا.

    الهي، اي فرستنده انبيا اي گنج اوليا، اي عشقت كيميا.
    الهي، اي زهر عيب و نقصي جدا، اي رحم كنننده بر پيرو برنا اي شرمنده را از خون مكن جدا، بمن رحمت و لطف آر به روز جزا.
    الهي، شب تاريك باطنم را به اشراق جمالت منور فرما، براي قلبم روزي معنوي مقرر فرما، از خشنوديت خبر فرما، وجودم را براي همگان با اثر فرما.
    الهي، حياتم را پر ثمر فرما بر اين افتاده نظر فرما،احوالم خوشتر فرما.
    الهي، عبادتم را بهتر فرما نيتم را برتر فرما، دلم را چون قمر منور فرما، اين بنده ات را منبع خير و بي شر فرما، چراغ وجودم در انبور عرفان و كرامت روشن فرما ، فراقم را به وصال مبدل فرما.
    الهي، به اين گداي درگاهت از خزانه رحمتت صدقه اي مرحمت فرما اي مبدا ، اي رحمت بي انتها، اي حقيقت بقا، اي همه موجودات عظمت در فنا.

    الهي، با یاد تو شادم و بدون یاد تو هیچ و پوچی ندارم با تو همه کس هستم و بی تو هیچ کس.

     یا دلیل متحیرین

    نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 14:47 توسط محمد |

    DanceAge.com Free Web Counter

    Click here to join ashenayedel
    Click to join ashenayedel